چـوخـونــی

نقل اخبار و بازتاب مشکلات روستای چوخون و شهرستان بشاگـَـــرد

چـوخـونــی

نقل اخبار و بازتاب مشکلات روستای چوخون و شهرستان بشاگـَـــرد

چـوخـونــی

ســـــلام
علی زارعی هستم نویسنده و مدیر وبلاگ چوخونــی

این وبلاگ به معرفی روستای چــوخـون و شهرستان بشاگـَـــرد و شرح اخبار و حوادث آن میپردازد.

همچنین برای تنوع بیشتر ، مطالب گوناگون و متفرقه هم قرار داده میشود.

بــرای مشاهــده تمامی مطالــب وبلاگ روی ' همه نوشته ها ' در بالای صفحه کلیک کنید.

لطفا با نظراتتون ما را در بهتر ساختن وبلاگ یاری کنید.

برای ارتبــاط و همکاری با مدیـر وبلاگ از صفحــه ' ارتباط با مدیر ' دیدن کنید.

برای دسترسی راحت تر به مطالب وبلاگ از قسمت موضوعات استفاده کنید.


برای مشاهده کامل مطالب به ادامه مطلب مراجعه کنید.

همچنین به دلیل بروز بودن وبلاگ از دیگر صفحات نیز دیدن کنید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شــروع فعالیــت:24 آذر 95
نویسنده:علــــی زارعــــی
ایمیل وبلاگ:chookhoni‎@yahoo.com
ایمیل نویسنده:zarei2757‎@yahoo.com

نظـــر یادت نــــره

۷۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چوخون» ثبت شده است

با این که خودم تمام ۱۸سال زندگیم در بشاگرد ساکن بودم اما تا به حال فکرش را هم نکرده بودم که بشاگرد چند سال تمدن دارد؟؟
مردم بشاگرد از چند سال پیش در میان این کوه های سر به فلک کشیده و دشتهای خشک ساکن شده اند؟؟
تا این که چند روز پیش در صفحات مجازی به عکسهایی با عنوان تاریخ و تمدن چندین هزارساله ی بشاگرد برخوردم که هنوز نمیدانم که واقعیت دارند یا نه؟؟؟
عکسهایی از ظروف سفالی منقوش پیدا شده در بشاگرد متعلق به سه هزار سال پیش از میلاد در موزه ی بزرگ مردم شناسی خلیج فارس

تاریخ بشاگرد

تاریخ بشاگرد

تاریخ بشاگرد

تاربخ بشاگرد


  • علــی زارعــی

95971 ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﻗﻄﻌﻪ ﺳﻮﻡ

95970 ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﻗﻄﻌﻪ ﺩﻭﻡ

95969 ﺑﯽ ﺗﺎﺏ

95968 ﺧﺪﺍ ﻗﻄﻌﻪ ﺳﻮﻡ

95967 ﺧﺪﺍ ﻗﻄﻌﻪ ﺩﻭﻡ

95966 ﺧﺪﺍ

95965 ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ ﻗﻄﻌﻪ ﺳﻮﻡ

95964 ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ ﻗﻄﻌﻪ ﺩﻭﻡ

95963 ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ


بقیه کدها در ادامه مطلب

  • علــی زارعــی

91874 ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻗﻄﻌﻪ ﺳﻮﻡ

91873 ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻗﻄﻌﻪ ﺩﻭﻡ

91872 ﻣﻌﺸﻮﻕ

91700 ﺩﻻﺭﺍﻡ 4

91699 ﺩﻻﺭﺍﻡ 3

91698 ﺩﻻﺭﺍﻡ 2

91697 ﺩﻻﺭﺍﻡ

90651 ﺣﻘﻢ ﺍﯾﻨﻪ 2

90650 ﺣﻘﻢ ﺍﯾﻨﻪ

90649 ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ

90648 ﭼﯽ ﺳﺮﺕ ﺍﻭﻣﺪ 2

90647 ﭼﯽ ﺳﺮﺕ ﺍﻭﻣﺪ


بقیه کدها در ادامه مطلب


  • علــی زارعــی



ﻣﻮﻻﻧﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﻋﻤﺮﺵ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺴﺮﺵ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻀﻄﺮﺏ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎﺯ ﭼﻮﻥ ﻃﺎﻗﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ، ﻣﻮﻻﻧﺎ ﮔﻔﺖ؛


ﺭﻭ ﺳﺮ ﺑﻨﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﯿﻦ  ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐـﻦ

ﺗﺮﮎ ﻣﻦ ﺧـــــــــﺮﺍﺏِ  ﺷﺒﮕﺮﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﮐﻦ

ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔـــﺮﯾﺰ ﺗﺎ ﺗﻮ  ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﻼ ﻧﯿﻔﺘـﯽ

ﺑﮕﺰﯾﻦ ﺭﻩ ﺳﻼﻣﺖ  ﺗـــــــﺮﮎ ﺭﻩ ﺑﻼ ﮐﻦ

ﻣﺎﯾﯿﻢ ﻭ ﺁﺏ ﺩﯾﺪﻩ  ﺩﺭ ﮐﻨـﺞ ﻏﻢ ﺧﺰﯾﺪﻩ

ﺑﺮ ﺁﺏ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ  ﺻﺪ ﺟﺎﯼ ﺁﺳﯿﺎ ﮐـﻦ

ﺑﺮ ﺷﺎﻩ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﯾﺎﻥ  ﻭﺍﺟﺐ ﻭﻓﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ

ﺍﯼ ﺯﺭﺩ ﺭﻭﯼ ﻋﺎﺷﻖ  ﺗﻮ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﻭﻓﺎ ﮐـﻦ

ﺩﺭﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﻏﯿﺮ ﻣـﺮﺩﻥ  ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﻧﺒﺎﺷﺪ

ﭘﺲ ﻣﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮔﻮﯾﻢ  ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦ

ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻭﺵ ﭘﯿﺮﯼ  ﺩﺭ ﮐﻮﯼ ﻋﺸﻖ ﺩﯾﺪﻡ

ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺍﺷﺎﺭﺗﻢ ﮐﺮﺩ  ﮐﻪ ﻋﺰﻡ ﺳﻮﯼ ﻣﺎ ﮐـﻦ



  • علــی زارعــی


  • علــی زارعــی


  • علــی زارعــی


اردوی نفرات برتر مدرسه ابن سینا جکدان به مشهد مقدس

نوروز ۹۵


  • علــی زارعــی


با همکاری کمیته امداد امام خمینی(ره)  فاز اول کلاسهای آموزشی ویژه کنکوریهای ۹۷ برگزار میشوند.

در این هفته تنها آقای مصطفی نوذری رتبه ۷ کشوری و ۵منطقه۱ کنکور ۹۶ برای مشاوره کنکور و آموزش دروس تخصصی رشته انسانی در این خوابگاه حضور دارند.

کلاسهای آقای نوذری از ۱۳ تا ۲۰آبان ویژه دانش آموزان پیش دانشگاهی رشته انسانی برگزار میشوند.

از تاریخ ۲۰ آبان ماه نیز اساتید و رتبه های برتر کنکور سالهای قبل برای آموزش دروس تخصصی و عمومی تمامی رشته ها و مشاوره در این خوابگاه حضور پیدا میکنند.

فاز دوم این کلاسها احتمالا در نوروز اجرا شود.

امیدواریم تلاش تمامی دوستان مثمر ثمر واقع شود و شاهد موفقیت همه دانش آموزان در کنکور ۹۷ باشیم.


  • علــی زارعــی


نماز چوخوننماز چوخوننماز چوخون

  • علــی زارعــی
اسامی بیشتر روستاهای بشاگرد به دلیل شرایط محیطی خاصی که دارند انتخاب شده که به چند تا از آنها میپردازیم البته تحقیقی صورت نگرفته و این دلایل فرضی هستند و شاید دلایل دیگری وجود داشته باشد

روستای فـِـراهـٌک
این روستا کاملا محصور در کوهستان است و احتمالا به دلیل وسیع و عریض بودن این روستا است که اسم آن را فراهک گذاشتند، در زبان بشاگردی به معنای گشاد،عریض و پهناور است
ولی از آنجا که پسوند " ک " در انتهای این کلمه آمده است و در زبان فارسی پسوند ک به کلمه معنای کوچکی میدهد شاید قضیه کاملا برعکس باشد و فراهک به معنای دیگری باشد
ولی احتمالا فراهک معنای نسبتا وسیع و پهناور میدهد.

روستای ذٍهبَدی
راستش ما نفهمیدیم آخرش این روستا ذهبدی نوشته میشه یا زهبدی، به هر حال ما کاری به نحوه نوشتنش نداریم چون تأثیری توی معنای اون نمیده
راستش اونطور که من شنیدم مردم این روستا در ابتدا مانند بقیه روستاها اطراف یک چشمه جمع شدند، بعد این چشمه احتمالا محل زندگی اجنه بوده و این اجنه مردم را اذیت میکردند و زندگیشان را تحت شعاع قرار داده بودند به خاطر همین مردم مجبور شدند کمی از آن چشمه فاصله بگیرند تا الان که در محلی دورتر از آن چشمه زندگی میکنند.
خوب حالا حتما میگید این ماجرا چه ربطی داره به ذهبدی
خب جونم واستون بگه که توی زبان بشاگردی ذه یا زه به معنای جوشیدن است و بدی هم که واضح است و منظور از ذهبدی یا زهبدی این است جوشیدن بدی از همان چشمه است
نمیدونم منظورم رو گرفتید یا نه... به هرحال چیزیه که من شنیدم

روستای بٍن گَرٍخ
در ابتدا بگم در زبان بشاگردی بٍن به معنای پایین و گًرٍخ یک نوع کوه یا تپه است(کوهی که شیب زیاد دارد و ... نمیدونم دیگه والا)
خب حالا دیگه فکر کنم فهمیدید چرا میگن بٍن گَرِخ
خب میگم شاید نفمیدید
بن گرخ روستاییه که در پای یک کوه یا همون گَرٍخ تشکیل شده


روستای کَشمٍیگی
بازم بگم که کـَـش در زبان بشاگردی به یک زمین یا دشت هموار میگن و مـٍـیگی هم اسم یک مَرده
مردم این روستا در محل و زمینی که متعلق به شخصی به نام مٍیگی بوده جمع شدند و تشکیل روستا دادند.


روستای دَرجَگ
در اصل دَرجَخــــه و درجَک هم بهش میگن
در زبان بشاگردی دَر به معنای رودخانه است و جَخ هم یک نوع درخته که در این مناطق رشد میکنه
از آنجا که در رودخانه ی که مردم در کنارش تجمع داشتند پر از این درخت بوده( البته الآن فکر کنم خبری نیست) میگفتند دَرجَخ
پس دَرجَخ یعنی رودخانه ای که درخت جَخ داره


روستای وٍی
خدا وکیلی نمیدونم بر چه اساسی وِی نامگذاری شده
اگه کسی میدونه لطفا اطلاع رسانی کنه


همچنان ادامــه داره....
  • علــی زارعــی

ﺍﺑﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ

ﺑﺎﺩﯼ ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻢ ﻟﺐ ﺣﻮﺽ

ﮔﺮﺩﺵ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﻣﻦ ﮔﻞ ﺁﺏ

ﭘﺎﮐﯽ ﺧﻮﺷﻪ ﺯﯾﺴﺖ

ﻣﺎﺩﺭﻡ

ﺭﯾﺤﺎﻥ ﻣﯽ ﭼﯿﻨﺪ

ﻧﺎﻥ ﻭ ﺭﯾﺤﺎﻥ ﻭ ﭘﻨﯿﺮ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺑﯽ ﺍﺑﺮ ﺍﻃﻠﺴﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺗﺮ

ﺭﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻻﯼ ﮔﻠﻬﺎﯼ ﺣﯿﺎﻁ

ﻧﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺎﺳﻪ ﻣﺲ ﭼﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ

ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪ ﺻﺒﺢ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺁﺭﺩ

ﭘﺸﺖ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ

ﺭﻭﺯﻧﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻬﺮﻩ ﻣﻦ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ

ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ

ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺳﺒﺰﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻢ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺩ

ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﺑﺎﻻ ﺗﺎ ﺍﻭﺝ ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﻡ

ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺩﺭ ﻇﻠﻤﺖ ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﻮﺳﻢ

ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻧﻮﺭﻡ ﻭ ﺷﻦ

ﻭ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺧﺖ

ﭘﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺍﺯ ﭘﻞ ﺍﺯ ﺭﻭﺩ ﺍﺯ ﻣﻮﺝ

ﭘﺮﻡ ﺍﺯ ﺳﺎﯾﻪ ﺑﺮﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﺏ

ﭼﻪ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ


ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ

  • علــی زارعــی

جدال عقل و عشق

ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺩﺍ ﮐﻨﻢ

ﻋﺸﻖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﺑﺮ ﻏﻤﻬﺎ ﮐﻨﻢ !

ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻏﻢ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﺁﺧﺮ ﺗو رﺍ

ﻋﺸﻖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺯﯾﻦ ﺳﺒﺐ ﭘﺮﻭﺍ ﮐﻨﻢ !

ﻋﻘﻞ ﮔﻮﯾﺪ : ﺭﻓﻊ ﻏﻢ ﺭﺍ ﭘﻨﺪ ﭘﯿﺮﺍﻥ ﺑﺸﻨﻮﻡ

ﻋﺸﻖ ﮔﻮﯾﺪ ﺭﻓﻊ ﻏﻢ، ﺑﺎ ﺟﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﺻﻬﺒﺎ ﮐﻨﻢ !

ﻋﻘﻞ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﺰ ﺩﻟﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﻭﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﻤﻮﺩ

ﻋﺸﻖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻭ ﺟﺎ ﮐﻨﻢ !

ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﮐﻦ ﺯ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺮﺩ

ﻋﺸﻖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺷﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ !

ﻋﻘﻞ ﮔﻮﯾﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻭﺭﯼ، ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﻧﻤﺎ

ﻋﺸﻖ ﮔﻮﯾﺪ ﺗﺎ ﺳﺤﺮ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺍﻭ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﻨﻢ !

ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺴﯽ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﻫﺴﺖ

ﻋﺸﻖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺍﻭ، ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻨﻢ !

ﻋﻘﻞ ﮔﻮﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﻪ ﯾﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺗﺮ ﺑﺴﭙﺮﻡ

ﻋﺸﻖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﺴﺎﻥ ﮐﻨﻢ، ﺑﯿﺠﺎ ﮐﻨﻢ !

ﻋﻘﻞ ﮔﻮﯾﺪ : ﻻﺍﻗﻞ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺯ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﭙﻮﺵ

ﻋﺸﻖ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﺂﻧﭽﻪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ، ﭼﻮﻥ ﺣﺎﺷﺎ ﮐﻨﻢ؟

!ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺑﻮﯾﯽ ﻧﺒﺮﺩ

ﻋﺸﻖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﻘﻞ ﺭﺍ ﺭﺳﻮﺍ ﮐﻨﻢ !

" ﻧﺎﺻﺢ " ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺍﻧﺪﺭ ﮐﺎﺭﺯﺍﺭ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻋﺸﻖ

ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ : ﺑﻌﺪ ﺍﺯﯾﻦ، ﺳﺮ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎ ﮐﻨﻢ !!

  • علــی زارعــی


کنکوری


     ما که اینجوری واسه کنکور درس میخونیم....

       شما چطـــــور؟؟؟

  • علــی زارعــی

درود دوستان عزیز

امروز شنبه ١٣ آبان ماهه و ساعت  هم الان حدودا ٩ صبحه

الآن من به جای اینکه سرکلاس درس باشم خونه ام و به دلایلی از جمله کسالت  و بی حوصلگی نرفتم کلاس

یعنی من الآن تا کلاس درس یه٢۵ کیلومتری فاصله دارم...هههه

امروز کلا حالم خوب نیست ، به طور کلی بگم این روزا حالم اصلا خوش نیست، روزام بدجور کسالت آور و تکراری شدن و بدجور داره از خودم بدم میاد، از کارام،از رفتارم،از حرفام و...


این روزا یه گره هایی افتاده توی زندگیم که با دست که سهله با دندون هم باز نمیشن
فقط امیدم به اوس کریمه
اونه که همیشه توی سخت ترین شرایط به دادم رسیده و مطمئنم حالا که بیشتر از همه وقت بهش نیاز دارم دستم رو میگیره
این روزا یه اتفاقایی میفتن که بدجور ذهن و حواسم رو مشغول میکنن، تمرکزمم  رو به هم میریزن... اصن ی وضعیه ب خدا
از اون طرف توی تیرماه سال بعد،یعنی کمتر از ٨ماه دیگه کنکور دارم وبه طور جدی که هیچ اصلا به طور شوخی هم شروع نکردم به خوندن
میخوام از امروز یه چیزایی رو که بدجور احوالم رو بد میکنند رو ببوسم بذارم کنار و جدی جدی شروع کنم به عوض شدن
میگن ترک عادت موجب مرضه،ولی من اگه بعضی عاداتمو چه خوب چه بد بذارم کنار، زندگیم ١٨٠ درجه که نه ولی حدودا ١١٢ درجه تغییر میکنه

پس از امروز شروع میکنم برای عوض شدن
امیدوارم توی این مدت که میخوام عوض بشم اشتباهی عوضی نشم...ههه

دوستان تو رو خدا دعا کنید واسم، بدجور روی دعای شما حساب باز کردم

شاید دیگه کمتر بروز کنم وبلاگ رو
مخلص همگی شما
بـــــدرود✋

  • علــی زارعــی

 ﻣﺮﺍﺳﻢ کُردی چهاردَهی " کُردی چاردَهی"یکی از قدیمی ترین رسوم موجود در روستای چوخون و بیشتر روستاهای بشاگرد میباشد.

همچنین این مراسم در دیگر شهرستانهای استان هرمزگان مانند بندر لنگه و قشم با نام «چهاردهمی» شناخته و برگزار میشود که اندکی در نحوه برگزاری آن با روستاهای بشاگرد متفاوت است.

این مراسم ﺷﺐ ﭼﻬﺎﺭﺩﻫﻢ ﻣﺎﻩ صفر ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻃﺒﻖ ﺁﻥ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ بزرگان و یا سالمندان یا به قول معروف ریش سفیدان ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸوﻧﺪ.

البته ناگفته نماند به علت استقبال زیاد از این مراسم مردم هر قسمت از روستا به خانه ای مشخص میروند که بیشتر خویشاوندان به خانه ی بزرگ فامیل میروند و ممکن است در روستا در چندین خانه این مراسم به طور همزمان تا پاسی از شب برگزار شود‌.

نحوه ی برگزاری این مراسم به این طریق است که سطل یا کاسه ای بزرگ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺏ کرده ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺮﮒ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﺩﺭخت ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺎﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﯿﺮیزند.

طبق رسوم این برگها را باید قبل از این که ماه در آسمان ظاهر شود جمع کرد و تا فرا رسیدن شب در جایی قرار داد که نور ماه به طور مستقیم به آنها نتابد ، یک یا دو نفر را به عنوان ﻋﺮﻭﺱ انتخاب میکنند ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻃﻮﻝ ﺷﺐ و هنگامی که مراسم برگزار میشود ﻧﺒﺎﯾﺪ از زیر پتو ﺑﻪ افراد حاضر در مراسم ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ و یا پتو را از روی سطل حاوی برگها و انگشتر ها کنار بزنند چون طبق گفته قدیمیها با این کار ممکن است نور ماه به آنها بتابد و اگر چنین شود مراسم اشکال دارد


بقیه متن در ادامه مطلب

  • علــی زارعــی


ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ‏( ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ ‏) ؛ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭ ﺑﻨﯿﺎﻥ ﮔﺬﺍﺭ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﻮﺩ، ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ، ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ۵۲۹ ﺗﺎ ۵۵۹ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ، ﺑﺮ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﮐﺮﺩ .

ﺩﺭﺑﺎﺭﻩٔ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺭﺧﺎﻥ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﻋﺰﻡ، ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﻪ ﻋﻘﻞ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻗﻮﻩ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺁﺷﻮﺭ ﻭ ﺑﺎﺑﻞ، ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻐﻠﻮﺏ ﺭﺋﻮﻑ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩ .

ﺟﻨﮓ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻓﺎﺗﺤﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻭ ﺑﺎ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﻣﻐﻠﻮﺏ ﻟﯿﺪﯾﻪ ﻭ ﺑﺎﺑﻞ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺗﺴﺎﻣﺢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺑﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ .

ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻊ ﮐﻮﺭﻭﺵ، ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺮﺩ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻮﺍﺩﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭﺍﻻ ﻭ ﺍﺑﺮﻣﺮﺩﯼ ﺑﯽ ﻫﻤﺘﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﻨﯿﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﻨﺎ ﻧﻬﺎﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﻣﻠﺘﯽ ﻭﺍﺣﺪ ﺍﺯ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﻓﻼﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻃﯽ ﻗﺮﻧﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻤﺪﻥ ﻫﺎ ﻭ ﻗﺪﺭﺗﻬﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺷﻌﺎﻉ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻫﻮﯾﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﻫﺎﯼ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ﻭ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﺭﺳﻬﺎﯼ ﺟﻨﻮﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﺗﻬﺎﯼ ﺷﺮﻕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﻠﺖ ﻭﺍﺣﺪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺷﺎﺩﻭﺵ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﻭ ﻫﻮﯾﺖ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ ﺍﻋﻼﻡ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ

ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﺟﺎﻡ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻭﻃﻦ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭﺣﺸﯽ ﺷﺮﻗﯽ ﻭ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺪﺍ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﭘﯿﮑﺮﺵ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺎﺭﮔﺎﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﯿﺰ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ


  • علــی زارعــی

بابا بیخیــال

سلام دوستان عزیز

نزدیک به یک ماه قبل مطلبی با عنوان " بزرگترین مشکل روستا در حال حاضر" در همین وبلاگ منتشر کردیم که به بررسی مشکلات اساسی روستا پرداخته بودیم و دلایل وجود این مشکلات در روستا را مورد بررسی قرار دادیم،مشکلاتی از جمله اعتیاد، سالن ورزشی،زمین ورزشی، حسینیه،مدرسه و...


مدتی پس از انتشار این مطلب بعضی از همشهریان شروع به انتقاد کردند

البته انتقاد که بد نیست ولی دوستان ناراحت بودند که چرا مشکلات را بیهوده بزرگ میکنید


خدمت این دوستان عزیز عرض کنم که این مطلب درون مایه طنز داشت و ما به بررسی مشکلات روستا با چاشنی اغراق و بزرگنمایی و کمی طنز پرداخته بودیم ، اینقدر جدی نباشید.


وگرنه ما به خوبی میدونیم که مسئولین روستا برای حل این مشکلات واقعا در تلاشند و از کوچکترینِ کارها برای رهایی روستا از بند این مشکلات دریغ نمیکنند.

امیدواریم در آینده ای نزدیک شاهد روستایی با حداقل مشکلات باشیم، نمیگم بدون مشکل چون هر اجتماعی مشکلات خاص مربوط به خود را دارد مثل اجتماع کوچک و البته مهم خانواده.

پ پ: بابا بیخیـــــال

  • علــی زارعــی
ﻣﻮﺵ ۲ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ،ﻫﺮ ۴۵ ﺭﻭﺯ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺎ ۱۲ ﺑﭽﻪ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .

ﺳﮓ ۱۳ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻃﻮﻝ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ۵۸ ﺗﺎ ۷۰ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺎ ۶ ﺑﭽﻪ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .

ﺍﺳﺐ ۲۳ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ۳۳۰ ﺗﺎ۳۴۰ ﺭﻭﺯ ﻃﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﮐﺮﻩ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻨﺪﺭﺕ ﺩﻭﻗﻠﻮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .

ﮔﺮﺑﻪ ۱۴ ﺳﺎﻝ ﻋﻤﺮ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺣﺪﻭﺩ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺍﺵ ﻃﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺎ۶ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .

ﺧﺮﮔﻮﺵ ۵ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ، ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ۱ ﺗﺎ ۱ﻭ ﻧﯿﻢ ﻣﺎﻫﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ۱۰ ﺗﺎ ۱۲ ﺗﻮﻟﻪ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .

ﻓﯿﻞ ۶۰ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ۲۰ ﺗﺎ ۲۲ ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﻭ به ندرﺕ ۲ ﻓﺮﺯﻧﺪ منتظر ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ .

ﺧﺮﺱ ۲۵ ﺳﺎﻝ ﻋﻤﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺍﻭ ﺑﻪ ۷ ﻣﺎﻩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻌﻤﻮﻻ ۲ ﺗﻮﻟﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .

ﮔﺎﻭ ۲۵ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ۹ ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﯾﮏ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ .

ﺷﺘﺮ ۴۰ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ .

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﻻﯼ ۷۰ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ۹ ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ.
  • علــی زارعــی
باخبر شدیم از چند روز قبل کار آسفالت جاده ی بشاگرد جاسک دوباره از سر گرفته شده.
جاده ی بشاگرد-جاسک که چندین سال با وضع اسفناک خود رها شده است حالا در دست تعمیر است
کار تعمیر این جاده از سالهای قبل پس از مدتها انتظار آغاز شده بود، ولی هنوز ٧ کیلومتر هم تعمیر نشده بود که رها شد و نیمه کاره ماند
حالا پس از مدتها کار تعمیر این جاده به همان صورت آغاز شده است.
البته آسفالت از طرف جاسک به بشاگرد و از روستای شهرک مطهر شروع شده که مطابق سخنان فرماندار بشاگرد تا دوراهی سد جگین آسفالت پیدا میکند و بعد از آن ادامه ی آسفالت قبلی از طرف جکدان به جاسک ادامه پیدا میکند.
حال باید دید آیا اینبار کار تعمیر این جاده به اتمام میرسد یا نه؟؟
البته کار تعمیر این جاده اصلا استاندارد و به صورت مناسب نیست و فقط یک لایه نازک به روی آسفالت داغون قبل کشیده میشود که مطمئاً بعد از چند ماه یا سال باز شاهد همان آش و همان کاسه هستیم.

باید توجه داشت که این قسمت که قرار است آسفالت شود تنها حدود٢٣ کیلومتر از ١٣٠ کیلومتر محور جاسک-بشاگرد است که بدترین و خرابترین قسمت این محور است.
گفتنی است ۶میلیارد تومان بودجه برای همین چند کیلومتر که نزدیک به ٣٠ کیلومتر است در نظر گرفته شده است.

به زودی اطلاعات بیشتر همراه با عکس قرار داده میشود.
  • علــی زارعــی

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﯾﺪ

ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺯﻥ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﻡ .

ﭼﻮﻥ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺟﻠﻮ ﺯﻥ ﺑﺮﻭﻡ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ

ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻧﮑﺮﺩﻩ،

ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻭ ﯾﺎ ﻋﻠﺖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﺳﺎﺧﺘﮕﯽ ﻭ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ .

ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺯﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﯾﺪ،

ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺘﻢ


 « صـــــادق هدایـــــت »

  • علــی زارعــی